امروز جشن شکوفه ها بود
اولین روز تحصیلیت
عشق من چ شوق و ذوقی داشتی واسه امروز
نصفه شب چند بار بیدار شدی کفشای نوت بالا سرت گذاشته بودی صبح خیلی راحت بیدار شدی صبحونه خوردیم و رفتیم مدرست
ی شاخه گل رز و ی بادکنک تو دستت بود خیییلی خوشخال بودی
تا ظهر خیلی بت خوش گذشت
چقده تو مرد شدی اخههههه جیگرررر
.....
شب مامی مهمونم کرد رستوران
برات جایزه خرید ی ربات
تو رستوران ب من گفتی (یواشکی و با خجال
برچسب:
نویسنده: شیوا نیکفر